دکتر «سید روح الله حسینی» در گفتگو با فارس:

مدرسه ملی سینما هیچ نمونه یا مابه‌ازایی در خارج از ایران ندارد

دکتر «سید روح الله حسینی» در گفتگو با فارس: مدیر اجرایی مدرسه ملی سینما گفت: «درباره‌ی پیش‌داوری و قضاوت‌ها درباره‌ی آقای ایوبی باید بگویم، نمی‌‏دانم این قضاوت بر چه اساس و از کجا آمده است. شاید این تصور به خاطر گذشته‌ی کاری و مطالعاتی ایشان است.

خبرگزاری فارس – احسان هوشیارگر: وقتی حجت‌الله ایوبی در حاشیه‌ی دیدار نوروزیِ اهالی سینما با مدیران سینما به میانِ خبرنگاران آمد و در خصوص وضعیت مدرسه ملی سینما که چند ماه قبل در حکمی اعضای هیئت امنای آن مشخص شده بودند، گفت: «کار ثبت مدرسه ملی سینما تمام شده است و از اردیبهشت‌ماه امسال کار مدرسه با برگزاری کارگاه آغاز می‌شود». همه در انتظار اتفاقی ویژه بودند. اتفاقی که همه‌ی اخبار آن در این مدت و حد فاصل دی‌ماه ۹۳ تا شهریور ۹۴ تنها حول محور صدور احکام بوده است و هنوز مدرسه ملی سینما که شاید پس از بازگشایی خانه سینما و تأسیس گروه هنر و تجربه بتوان سومین اقدام مهم ایوبی نامید، دارای مکان ثابتی نیست و مشخص نیست بالاخره از چه زمانی شاهد اجرای برنامه‌های آن بصورت عملیاتی خواهیم بود.
به دلیل اهمیت مدرسه ملی سینما و نقشی که قرار است در آینده حرفه‌ای سینمای ایران ایفا کند، به سراغ دکتر سید روح‌الله حسینی مدیر اجرایی و دبیر شورای علمی مدرسه ملی سینما رفتیم. مدیری که با وجود عدم اختصاص مکان و حتی بودجه کافی معتقد است برنامه‌های مدرسه در فاز تحقیقاتی بدون توقف در جریان بوده است و به زودی شاهد آغاز فاز عملیاتی آن خواهیم بود.

قرار است با یک نگاه کلان و جامع به سینما بپردازیم

* تشکیل مدرسه ملی سینما با وجود اینکه همچنان نقاط مغفول فراوانی دارد اما از جهاتی باعث امیدواری است از جمله اینکه ما تصمیم گرفتیم مدلی از سینمای ملی را آموزش دهیم که شاید تکمیل‌کننده‌ی همه‌ی آن چیزی باشد که در سیستم آکادمیک ما آموزش داده می‌شود، چون سیستم آکادمیک آموزشی ما مدلی از سینمای غربی و کلاسیک آموزشی است. روزهایی که این بحث مطرح شد خیلی‌ها هم عنوان کردند که می‌خواهیم «علی حاتمی»های جدیدی پرورش دهیم و …. شبیه همان مدرسه سینمای باغ‌فردوس که همان تعبیر را داشتند. شما به عنوان رئیس مدرسه ملی سینما همین تعبیر را می‌توانید در مورد مدرسه ملی قبول کنید و قرار است نهضت باغ فردوس جدیدی باشد که سینماگران زیادی تربیت شدند مثل ابراهیم حاتمی‌کیا، کمال تبریزی، مجتبی راعی و… یا مدل، مدل دیگری است؟
اجازه دهید صحبت‌های شما را به این شکل تصحیح کنم که آنچه گفتید بخش مهمی از طرح مدرسه ملی سینمای ایران است ولی تمام آن نیست. در واقع در آن نگاه ملی که در این مدرسه به سینمای ایران مطرح است، قطعاً ویژگی‌ها و مختصات فرهنگی، بومی و ملی ما در سینما جاری و ساری خواهد شد. لیکن فقط بحث سینمای ملی نیست بلکه بحث مدرسه ملی سینمای ایران است. پس ما قرار است با یک نگاهِ کلان و جامع به سینما بپردازیم که بدون شک یکی از اجزاء و عناصر مهم آن، سینمای ملی است.

مدرسه ملی سینمای ایران، آموزش‌های کارگاهی دارد

*در اینجا بحث تفاوت روش تدریس به‌وجود می‌آید.
ببینید! مدرسه ملی سینمای ایران با سه، چهار ویژگی عمده تعریف می‌‌شود که آن را از آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌ها متمایز می‌کند که در حوزه دانش سینما کار می‌کنند. نخست اینکه مدرسه ملی سینمای ایران، آموزش‌های کارگاهی دارد. در واقع مدرسه ملی فاصله‌ی بین تئوری و نظر در دانشگاه و عمل در بازار کار سینمای حرفه‌‏ای را پر می‌کند. یعنی آنچه آموزش داده می‌شود و به دانش و نظریه‏‌های سینمایی مربوط می‌شود را بنیان کار قرار می‌‏دهد اما با این نگاه که آنها را به کمک اساتید فن بومی‏‌سازی و برای تولید عملیاتی کند. به عبارت دیگر آنچه به نام تولید و فرآیند تولید از آن در سینما نام می‌بریم به واسطه و کمک مدرسه ملی به بنیان‌های نظری و به دانشی که تلاش می‌‏شود به‏‌روز باشد، پیوند می‏‌خورد.

قرار نیست برای مراکز دولتی نیرویی تربیت کنیم

* البته برخی تعابیر بدبینانه هم در مورد مدرسه ملی وجود دارد از جمله اینکه عده‌ی زیادی می‌گویند سیستم دولت قصد دارد که مدیریت دولتی و نیروی دولتی در سینما تربیت کند. نظر شما در این رابطه چیست؟
مدرسه ملی سینمای ایران اساساً قرار نیست برای مراکز دولتی نیرویی تربیت کند. اجازه دهید دو، سه ویژگی برای مدرسه ملی سینمای ایران مطرح است را بیان کنم که احتمالاً جواب این سوال را بگیرید.
الان همه‌ی کسانی که چه به شکل حرفه‌ای و چه در حوزه‌ی آموزش و پژوهش در سینمای ایران فعال هستند، معتقدند که دانش سینمای ایران به روز نیست، معتقدند که در صنوف و حِرَف مختلف، سینمای ایران دارای نقایص و خلأهایی هست و دانش‌ِ موجود در بسیاری از شاخه‏ها به روز نیست و نیاز است که آنچه در سینمای جهان چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ نظری می‌گذرد، به اینجا منتقل شود و البته از صافی ویژگی‌های فرهنگی، بومی و ذاتی ایران بگذرد. آنچه قابل جذب است، جذب شود و آنچه قابل جذب نیست و با فرهنگ ما همخوانی ندارد، کنار گذاشته شود.

*آیا ما صرفاً می‌خواهیم بومی‌سازی کنیم یا می‌خواهیم دانش سینمای ایران را به جاهای مختلف صادر کنیم؟ شاید مدرسه ملی سینمای ایران را هم بتوان به عنوان آکادمی سینمای ایران نام برد. شما به دنبال انتقال تجربه‌ی سینمای ایران در بعد بین‌المللی هم هستید؟
امیدواریم که بعلاوه‌ی به روز کردن دانش سینمای ایران، بتوانیم مسیر انتقال تجربه‌های ایران را به دیگر کشورها هموار کنیم.

افغانستان و تاجیکستان جزو کشورهای هدف ما هستند

*پس ما باید یک نقطه‌ی هدف داشته باشیم. یعنی بگوییم یک مدرسه‌ای می‌خواهیم و راه‌اندازی کرده‌ایم علاوه بر اینکه تعداد مشخصی جوان ایرانی را هر سال پذیرا می‌شویم که دوره‌های تکمیلی را می‌گذرانند این کشورها هم برای ما نقطه‌ی هدف هستند که می‌خواهیم هم سینمای خودمان را آنجا صادر کنیم و هم آنجا را طرح‌ کادرسازی کنیم برای مدل سینمای ایرانی-اسلامی. الان در کجای این هدف‌گذاری هستیم؟
ما تقریباً مطمئنیم که این علاقه نه‌تنها در منطقه که فراتر از منطقه و در کشورهای خارج از منطقه وجود دارد. منتها هدف اصلی ما جذب استعدادهای داخلی کشور خودمان است و بدیهی است که اگر قرار باشد در حوزه‌ی بین‌‏المللی کار کنیم در ابتدا سراغ کشورهایی می‌رویم که به لحاظ زبانی و ویژگی‌های فرهنگی به ما نزدیک‌تر هستند از جمله افغانستان و تاجیکستان. این مراوده‌ی بین‌المللی عموماً خارج از حیطه‌ی توان و شاید سیاست‌گذاری‌های مؤسسات خصوصی و دانشگاه‌ها است و می‌تواند یکی از کارهای ویژه‌ی‌ مدرسه ملی باشد.

در حال انتخاب اولویت‌های مدرسه ملی سینما هستیم

*چه زمانی این طرح عملیاتی می‌شود؟
در ابتدای کار، مدرسه ملی به‌طور طبیعی باید پژوهش‌هایی علمی انجام دهد و اولویت‌ها را احصاء نماید و بعد وارد حوزه‌ی آموزش شود. الان همچنان در حوزه‌ی پژوهش هستیم و درحال مشخص کردن سیاست‌ها و اهداف‌مان؛ و همزمان البته نشست‌های جدی هم داشته‌ایم و از کسانی که در حوزه‌ی سینمای ایران تجربه ارزشمندی دارند، نظرخواهی کرده‌ایم که به نظرشان اولویت‌های مدرسه برای شروع چه مواردی باشد و نظرات مختلف را جمع‌آوری کرده، در حال تحلیل هستیم و امیدواریم که از میانشان بهترین انتخاب‌ها را انجام دهیم.

تلاشمان این است که عملیات به معنای آموزش، از پاییز شروع شود

*در واقع فاز عملیاتی مدرسه هنوز شروع نشده است، فاز عملیاتی از چه زمانی شروع خواهد شد؟
در واقع کار مدرسه ملی شروع شده و تمام تلاشمان این است که عملیات به معنای آموزش، از پاییز شروع شود. یعنی کارگاه‌های آموزشی با اولویت فیلم‌نامه. از شورای علمی و از دوستانی که مورد مشورت هستند، خواسته‌ام که با فرض اینکه این شعار درست باشد که فیلم‌نامه مقدمه‌ی حرکت در سینما است و باید اول این حوزه سر و سامان پیدا کند، به ترتیبی برنامه‌های آموزشی و پژوهشی را بچینند که اتفاقی مؤثر و عملی در این حوزه بیفتد.

مدرسه ملی سینما هیچ نمونه یا مابه‌ازایی در خارج از ایران ندارد

*اگر بگوییم مدلی از یک آکادمی در سینمای ایران به‌عنوان مرکزی برای صدور دانش سینمای ما باشد، پس ما باید یک کالج داشته باشیم که بتوانیم دانشجوی ایرانی و خارجی در آنجا بپذیریم. در ابتدا که این بحث مطرح شد برخی گفتند که آقای ایوبی بدون هیچ تعارفی شیفته‌ی مدل آموزشی سینمای فرانسه هستند و دوست دارند همان مدل را در مدرسه ملی سینما پیاده‌سازی کنند. البته آن سیستم آموزشی موفقی است و ما هم دوست داریم با بومی‌سازی بتوانیم این کار را انجام دهیم. ولی همان سیستم آموزشی فرانسه در قالب کالج عرضه می‌شود. یعنی دانشجو می‌پذیرد، مقیم در مرکز مشخصی می‌شوند که هزینه‌ی مشخصی هم پرداخت می‌کنند و بعد از پایان دوره به کشور خود باز می‌گردد. ما برای مدرسه ملی سینما به دنبال این کالج هستیم؟ ساختمان شکیل و زیبایی که هم در شأن سینمای ایران باشد و هم بتواند امکان اقامت و اسکان مناسب داشته باشد و بعد از پروسه‌ی آموزشی دانشجویان بتوانند به کشورهای خود برگردند، وجود دارد؟
درحال رایزنی با میراث‌ فرهنگی و شهرداری هستیم و امیدواریم بتوانیم یک مکان مناسب و ترجیحاً تاریخی را برای مدرسه ملی سینمای ایران فراهم کنیم.
البته درباره پیش‌داوری و قضاوت‌ها درباره‌ی آقای ایوبی باید بگویم، نمی‏دانم این قضاوت بر چه اساس و از کجا آمده است. شاید، این تصور به خاطر گذشته‌ی کاری و مطالعاتی ایشان است. مدرسه‌ی ملی سینمای ایران قطعاً یک مدرسه‌ی بومی و ایرانی است و هیچ نمونه یا مابه‌ازایی در خارج از ایران ندارد.
مدرسه ملی سینمای ایران یک پژوهشکده‌ی عالی سینمایی هم هست ولی در مدارس دیگر در دنیا، بحث پژوهش به آن شکلی که در دانشگاه‌هایشان مطرح است، عموماً مطرح نیست. منتها به دلایلی که به مرور به آن رسیده‌ایم و آن اینکه پژوهش‌های به‌روز و واقعی متأسفانه در دانشگاه و مرتبط با بازار سینما، انجام نمی‌شود، مدرسه ملی همزمان مجبور است یک پژوهشکده‌ی عالی سینمایی هم باشد.

*صحبت از دارالفنون بوده است، آیا این موضوع صحت دارد؟
خیر.

*این موارد یک پروژه‌ی عملیاتی خیلی عظیم است. به همین خاطر باید در ابتدا مکان ثابت در اختیار شما قرار می‌دادند. پس یکی از نقاط ضعف این پروژه‌ی فراملی این است که شما به‌عنوان متولی باید خیالتان از اصل کار که مکانی دارید، راحت باشد تا بتوانید این پروژه‌ی ملی را انجام دهید. وقتی بحث بین‌رشته‌ای مطرح می‌شود، بحث کرسی‌های مختلف تدریس هم مطرح می‌شود؛ یعنی می‌گوییم کرسی ادبیات در مدرسه ملی سینما یا کرسی نمایشنامه‌نویسی و ارتباطش با سینما یا کرسی حقوق و سینما، کرسی اقتصاد و سینما که افراد ویژه‌ای باید عهده‌دار آن کرسی مخصوص باشند یا دپارتمان حقوقِ مدرسه ملی سینما را داشته باشند. آیا این افراد مشخص شده‌اند؟ مسئول دپارتمان‌ها یا کرسی‌های مختلف مدرسه از حالا مشخص شده‌اند؟
خیر، این همه نیاز به زمان دارد و درحال تعریف است. البته ما هیچ چیز را به آن زمانی که همه‌ی شرایط مهیا باشد، موکول نکرده‌ایم.

دنبال این هستیم که ایرانِ اسلامی در دل مدرسه نمود پیدا کند

* وقتی تعریف به عنوان مدرسه یا تعریف بین‌المللی به عنوان کالج می‌گذاریم، یک رِنجِ سنی دارد و هم می‌تواند به عنوان دانشگاه و هم مقطع بین دانشگاه یا دوران دبیرستان باشد.
عنوان درست ما مدرسه است. ببینید! School یک معنای ظریف در دل خود نهفته دارد و آن ‌هم مکتب، نگاه و فکر است. ما دنبال این هستیم که ایرانِ اسلامی در دلِ مدرسه نمود پیدا کند و رشد کند و جلوه‌گر شود. مدرسه در تاریخ فرهنگی ما هم معنای خاصی دارد و ربط و پیوندی با مفهوم مکتب پیدا می‏کند. یعنی جایی که استاد و شاگرد به مباحثه می‌پردازند و این نظام استاد و شاگردی در دلِ مدرسه معنای عمیق‏تری دارد وگرنه در دلِ دانشگاه، یک استاد با مجموعه‌ای از دانشجویان و مباحث نظری روبه‌رو است و عموماً نمی‏شود گفت برای مثال فلان دانشجو در محضر فلان استاد درس دیده یا آن بحث را درک کرده است. اینکه کاربردی و کارگاهی بخواهیم کار کنیم در دلِ مدرسه معنا دارد. بنابراین اینکه مکتب‌سازی شود و نگاه ایرانی به جهان در سینمای ما مدون شود، مقدم است بر هر اتفاق دیگری. پس نام‌گذاری مدرسه به این دلیل بوده که می‌خواهیم نگاه ایرانی را به جهان در سینما تعریف و مدون کنیم.

*پس ما برای مدرسه‌مان فارغ‏‌التحصیل هم داریم،آیا برای این فارغ‌التحصیلان معادل‌سازی مدرک هم شده است؟
ما خیلی مایل نیستیم نظام ترمی و واحدی داشته باشیم، بنابراین مدرک دانشگاهی هم نداریم. مدرسه ملی باید خودش بتواند اعتبار خودش را کسب و تثبیت کند. هر کسی که دانش‌آموخته‌ی مدرسه ملی می‌شود یک «گواهی» دریافت می‏کند. این گواهی نشان‌دهنده‌ی این است که او دانش‌آموخته‌ی مدرسه ملی است و معادل هیچ مدرک دانشگاهی نیست.

*ولی به خودی خود باید اعتبار داشته باشد تا بتواند بگوید کسی که دانش‌آموخته‌ی مدرسه ملی است از خیلی از دانشگاه‌های دیگر بی‌نیاز شده است و به عنوان یک متخصص شناخته شود. اینجا یک خلأ ایجاد می‌شود که نگاه بیرونی است. آیا در فکر پرکردن نگاه بیرونی هستید؟
کسی که این علم را می‌گیرد، دانش‌آموخته است با مدرک یا بی‌مدرک، اما تعامل است که تعیین می‌کند این مدرک تا چه اندازه معتبر است. ما امیدواریم وقتی کسی از اینجا فارغ‌التحصیل ‌شد، بگویند که از مدرسه ملی آمده و حتماً یک نیروی کارآمد است.
*مشکل خیلی از دانش‌آموختگان سیستم دانشگاهی ما این است که مدرک‌مان اعتبار چندانی ندارد و در خارج از مرزها که واقعاً چنین چیزی نیست غیر از چند دانشگاه خاص به همین دلیل می‌خواهیم ببینیم چون نگاه فراملی هم دارید و دنبال جذب نیرو از کشورهای مختلف هستید، آنقدر مدرسه ملی سینما باید اعتبار بین‌المللی داشته باشد که برفرض اگر در رزومه‌شان به عنوان یکی از افتخاراتشان دانش‌آموختگی مدرسه ملی سینمای ایران را درج کنند. این باید یک زمینه‌سازی مناسب برایش انجام شود.
این در عمل و در طول زمان شکل خواهد گرفت. اگر مدرسه ملی موفق نباشد، مدرکش هم به درد نخواهد خورد و اگر موفق باشد مدرکش قطعاً اعتبار دارد. مهم نیست که نام مدرک لیسانس یا هر چیز دیگری باشد، مهم این است که آن مدرک در دل این مدرسه کسب شود.

مراقب هستیم که کیفیت را فدای کمیت نکنیم

*زمینه‌ی موفقیت‌اش هم جذب همین نیروهای حرفه‌ای در بازار کار سینمای ایران است. نقطه‌ی متمایزش همین می‌تواند باشد که تفاوتی پیدا کند بین کسی که در مدرسه ملی سینماست و کسی که در سیستم دانشگاهی است و بداند که بازار کاری برایش متصور است.
قاعده‌ی این است که اگر با تعاریف ما، کسی دانش‌آموخته شود و بیرون بیاید باید جذب بازار کار شود ولی عوامل دیگری هم قطعاً دخیل هستند. فقط ما مراقب هستیم که کیفیت را فدای کمیت نکنیم و در نهایت برایمان کیفیت مهم است و نه کمیت.

*چه تعدادی در هر سال در نظر دارید؟نظام ما کارگاهی است و بنابر برگزاری دوره‏های کوتاه‏مدت است. دوره‌ها برای اینکه بتواند کاربردی و عملی باشند، خیلی کوتاه تعریف می‌شوند تا مؤثر باشند. و البته یک دوره‌‌ی اصلی خواهیم داشت که زمانی بلندتر از کارگاه‏های کوتاه‏مدت دارند. یک نکته‌ی دیگر اینکه، مدرسه ملی سینمای ایران به اعتبار اینکه ملی است، می‌خواهد بیشتر استعدادها را در شهرستان و نقاط دور از پایتخت جستجو و شرایطی برای ورود آنها به عرصه‌ی حرفه‏ای و بین‏المللی فراهم کند.

*خیلی از دانشجویان هنر که مثلاً دانش‌آموخته‌ی دانشکده‌ی فیلم‌سازی دانشکده‌ی صداوسیما یا دانشکده‌ی هنر یا دانشگاه تهران هستند احساس می‌کنند یک دوره‌ی چهارساله در دانشگاه خوانده‌اند که برایشان هیچ فایده‌ای نداشته است چون بازار کار ندارند، این موضوع در مورد مدرسه ملی که تکرار نخواهد شد؟
من فکر می‏کنم اتفاقاً برای این گروه یک دوره‌ی کوتاه‌‏مدت مدرسه ملی مؤثر خواهد بود.

*آیا از اینکه مدرسه ملی سینما، رقیب سیستم آموزشی شناخته شود، هراس ندارید؟
سیستم ما کاملاً متفاوت است؛ نه ترمی است و نه دانشگاهی. وارد کار عملی شده‌ایم. می‌خواهیم اتفاقاً آنچه در دانشگاه‌ها بدان پرداخته نمی‌شود را مدنظر قرار دهیم و رابطی باشیم میان دانشگاه و صنعت سینما.

*بحث همین است؛ طبق همین تعریفی که در همین مصاحبه با هم داریم به لحاظ شیوه‌های ارائه مطالب آنقدر جذاب است که شاید ترجیح یک دانشجو این باشد که وارد سیستم آکادمیک نشود.
البته پیشنهاداتی هم برای دانشگاه داریم. اتفاقاً می‌خواهیم برای نظام آموزشی دانشگاه هم پیشنهاد تهیه کنیم که با استفاده از اساتید دانشگاه‌ها باشد که در این رصدخانه بیایند و نقاط ضعف دانشگاه را شناسایی و حل و فصل کنند.

* یک محدوده‌ی نفراتی می‌گذارید و در دوره‌های خاص خودش (مقدماتی، پیش‌مقدماتی، پیشرفته و عالی) به عنوان دانشجویان نخبه آن عرصه که مثلاً در دوره‌های پیشرفته و عالی می‌توانید تعداد محدودی از دانش‌آموختگان هنر یا صداوسیما با هماهنگی معرفی شوند. این حداقل سوءتفاهم احتمالی را می‌تواند برطرف کند.
حتماً، من به مدیران آموزشگاه‏ها و دانشکده‏‌های مربوطه هم گفته‌ام شعار مدرسه ملی سینمای ایران این است که وارد حوزه‌ی دیگرانی که در آن فعالیت می‌کنند و توانمند هم هستند، نخواهد شد. ما می‌خواهیم چیزی به حوزه‌‌ی آموزشی و پژوهشی اضافه کنیم بنابراین اصلاً رقیب نخواهیم بود. اتفاقاً می‌خواهیم کمک‌شان کنیم و می‌خواهیم آنهایی که استعداد هستند و از این جور مراکز فارغ‌التحصیل می‌شوند و می‌خواهند یک دوره عالی‌تر را ببینند و کارآزموده‌تر شوند به مدرسه ملی بیایند. یعنی مدرسه ملی یک سکوی پرتاب است برای فارغ‌التحصیل دانشگاه و مراکز خصوصی.

*کف نیاز برای حضور در مدرسه عالی سینما چیست؟ آیا صرف علاقه یا آزمون ورودی هم دارد؟
پرونده بررسی و مصاحبه خواهد شد. قطعاً اگر قرار است زمان و سرمایه‏ای مصروف کسی شود، حتماً باید سنجیده باشد. چون الان یک مشکل اساسی که در آموزش‌ها و دانشگاه‌ها وجود دارد این است که انتخاب‌ها درست نیست و انتخاب‌هایی که درست نباشد، هزینه و وقت استاد صرف می‌شود. پس قطعاً باید انتخاب شود منتها این انتخاب، انتخابی خواهد بود که در ذیل لفظ ملی تعریف می‌شود. یعنی نگاه در مدرسه ملی کلاً ملی خواهد بود در همه جوانب. به همین دلیل است که می‌گویم احتمال دارد یک اولویتی برای کسی که از جنوب ایران اقدام می‌کند نسبت به کسی که در مرکز است، وجود داشته باشد. ولی قطعاً آن چیزی که اولویت اول خواهد بود، استعداد و توان او و اینکه بتواند در آن حوزه خوب فعالیت کند، است.

*پس می‌توانیم به این نتیجه برسیم که می‌خواهید آزمون ورودی داشته باشید؟
آزمون ورودی نه به معنای دانشگاهی و کنکوری، بلکه تعیین سطحی که ویژگی‌های خاص خودش را خواهد داشت. یعنی تست و نوشتن به این شکلی که داریم، نیست و در واقع تعیین ‌سطح عملی است. احتمالاً پرونده‌ و مضمونی به دانشجو داده می‌شود و از او خواسته می‌شود که براساس آن مضمون، فکر کند یا کار تفسیری انجام دهد.

*فرمودید اگر قرار باشد مدرسه ملی سینما از پاییز راه‌اندازی شود، اولین باید بحث فیلم‌نامه خواهد بود.
در حوزه‌ی فیلم‌نامه، بحث آسیب‌شناسی اول مطرح است و بر این اساس کارگاه‌هایی تشکیل می‌شود. دوم اینکه می‌خواهیم دیگران را کمک کنیم، مثلاً ممکن است با دانشگاه تهران یک پروژه در حوزه‌ی فیلم‌نامه داشته باشیم که فیلم‌های در حال اکران را با محوریت فیلم‌نامه نقد کنیم. منتها با حضور اساتیدی که از حوزه‌ی جامعه‌شناسی و حقوق یا ادبیات و روانشناسی، بسته به موضوع فیلم وارد بحث نقد می‌شوند.

اگر این پروژه به خوبی و درست اجرا شود، بحث بودجه اصلا مهم نیست

*همه‌ی اینها بستگی به یک نکته‌ی خیلی ظریف و مهمی دارد و آن بحث شیرین بودجه است. فکر می‌کنم چیزی که لازم و ضروری است، نخست «مکان» است که تاکنون مهیا نشده، بحث تدوین شیوه‌های تدریس که در حال انجام است و بحث دیگری که اصلاً نباید دغدغه مدیر باشد، بحث بودجه است.
من شخصاً معتقدم که برنامه‌ریزی خیلی مهم‌تر از بودجه است.

*اما وقتی بودجه نداشته باشید برنامه‌ریزی عملیاتی هم نمی‌توانید داشته باشید!
من فکر می‌کنم اگر این پروژه‌ی ما به خوبی و درست اجرا شود، اتفاقاً بحث بودجه اصلاً مهم نیست. فکر می‌کنم مرحله‌ی پایانیِ کار خوب و درست، بودجه است و در سال‌هایی که در حوزه‌ی اجرا کار کرده‌ام این را تجربه کرده‌ام و مدرسه ملی حتی با بودجه‌ای کمتر از بودجه‌ی یک فیلم متوسط می‌تواند به درستی خیلی از مسائل سینمای ایران را حل کند.

*آیا صرفاً قرار است مدرسه ملی سینما برای کادرسازی هزینه کند یا نیرویی که می‌آید باید هزینه‌ای در مقابل آموزشی که می‌گیرد، پرداخت کند؟
بستگی دارد. کسانی که در کارگاه‌های ما شرکت می‌کنند، برای مثال برای دانش‌افزایی می‌خواهند دانش‌شان در یک موضوع بیشتر شود حتماً باید هزینه‌هایش را تقبل کنند ولی آنجایی که ما می‌خواهیم استعدادهایی را از شهرستان‌ها پیدا کنیم و بر رویشان سرمایه‌گذاری کنیم، نه.

*با فرض اینکه استعداد پیدا شد و دوره‌ی مقدماتی را هم گذراند، برای دوره‌های پیشرفته و عالی چطور؟
این دوره‌ها را شما الان خودتان تعریف کردید! اینکه می‌گویید مقدماتی، پیشرفته و تکمیلی تعریف شماست.

بودجه‌ی مدرسه ملی لااقل امسال چیزی بیشتر از تولید یک فیلم متوسط در سینمای ایران نیست

*آیا در تمام این دو سال سازمان سینمایی که الان برای خیلی از هزینه‌های جاری خود با مشکل مواجه است و البته دست سازمان هم نیست که بگوییم پول دارد ولی هزینه نمی‌کند، آیا می‌توانیم بگوئیم در طی این دو سال به‌ فرموده‌ی شما هزینه‌های تمام و کمال فرد دانشجو یا دانش‌آموز شما را بدهد؟
به شکلی که ما تعریف می‌کنیم و در هر شکل ممکنی که فکر کنید، بودجه‌ی مدرسه ملی لااقل امسال چیزی بیشتر از تولید یک فیلم متوسط در سینمای ایران نیست. ولی نتایج این اتفاق خیلی ارزنده‌تر از بودجه‌ی دهها فیلم در سینمای ایران است.

*چند تجربه در این زمینه داشته‌ایم؛ به خصوص فیلم محمد(ص) پای خیلی از زبده‌ها و سینماگران خارجی را باز کرد. حضور آقای مجیدی که در واقع پل ارتباطی آن افراد با سینمای ایران بود و می‌توانیم امیدوار باشیم مثلاً با حضور استرارو یک کارگاه فشرده و پیشرفته را در زمینه فیلم‌برداری در سینمای ایران داشته باشیم.
حتماً، مدرسه ملی سینمای ایران برای همین تأسیس شده است که این تجارب که برایش خرج می‌کنیم بیاید و یک جایی بماند و ضبط و ثبت و منتقل شود. امیدواریم از پروژه‌ی فیلم محمد(ص) خیلی کارگاه‌ها برگزار شود و تجربیات زیادی منتقل شود و خیلی‌ها آموزش ببینند.