دنیای فیلم نامه: روایت، ساختار

مدرسه ملی سینمای ایران: چهارمین نشست از دومین دوره‌ باشگاه فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران، با همکاری مدرسه ملی سینمای ایران روز پنجشنبه ۲۹ بهمن در موزه‌ی سینما برگزار شد این نشست در دو بخشِ «گفتگو» و «انتقال تجربه» برگزار گردید. بخش اول به گفتگوی مهران کاشانی و امیر عربی، دو کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه در سی ‏و چهارمین جشنواره‌ی فجر اختصاص داشت، و در بخش دوم، تهمینه میلانی به صحبت در مورد «تأثیر معماری بر فضاسازی و زیبائی‌شناسی فیلم‌نامه و فیلم» پرداخت. در بخش نخست این نشست، گفتگوی مهران کاشانی نویسنده فیلم‌نامه «دختر» و امیر عربی نویسنده فیلم‌نامه «آخرین بار کی سحر را دیدی» به چگونگی رسیدن به ایده‏ی این دو فیلم‏نامه و بسط و گسترش آن اختصاص داشت. کاشانی دراین‌باره گفت: «من ابتدا تنها راجع به ایده فکر می‏کنم و چیزی نمی‏نویسم. مدام قصه را در ذهن مرور می‏کنم و جرقه‏هایی که به ذهنم می‏رسد را در حد کلمات و جملات کوتاه یادداشت می‏کنم. در عین حال سعی می‏کنم با افراد مختلف در مورد ایده‏ی خود صحبت ‏کنم. بدین‌ترتیب، ایده آرام‌‏آرام شکل می‌گیرد و گسترش پیدا می‏کند. پس از شش‏-هفت ماه که به این روش چارچوب کلی قصه در ذهنم شکل گرفت، خلاصه‏ای دو-سه صفحه‌ای از آن می‌نویسم و بعد از آن در یک مرحله‏ی تقریباً ده روزه، فیلم‏نامه را از سکانس اول تا سکانس پایانی می‌نویسم».

امیر عربی درباره‏ی چگونگی رسیدن به ایده‏ی فیلم‏نامه‏ی «آخرین بار کی سحر را دیدی» گفت: ایده‏ی این فیلم‏نامه، چهار-پنج سال پیش با برخورد به دو اتفاق در ذهن من شکل گرفت؛ یک شب در مسیر رفتن به منزل، به جمعیتی برخورد کردم و راننده‏ی آژانس به من گفت دختری را روی این پل کشته‌‏اند. چندماه بعد از این قضیه، یک روز از آسانسور خانه که خارج شدم، خانمی را در حال شیون و فریاد در محوطه‏ دیدم که می‏گفت دختر من دیشب در یکی از این آپارتمان‏ها بوده و از دیشب دیگر دیده نشده است. با برخورد به این دو ماجرا چنین ایده‏ای برای من شکل گرفت که «دختری یکی دوشب قبل در جایی بوده است و الان نمی‏‌دانیم کجاست، در جستجو به دنبال این دختر، یکی به کاوش در مورد چگونگی شخصیت این دختر بپردازیم و دیگر اینکه چگونگی سرنوشت این دختر را بررسی کنیم».

عربی در خصوص روش پرداخت ایده گفت: «در مراحل ابتدایی شکل‏‌گیری ایده، شروع به یادداشت‏‌برداری می‏کنم تا به یک چارچوب داستانی برسم. ممکن است در این مرحله چارچوب نهایی نداشته باشم اما اصولاً قبل از اینکه وارد خود طرح یا خلاصه‏ی سکانس شوم، سعی می‏کنم تمامی جزئیات داستان را مشخص کرده باشم، تا زمانی‏که پایان (حتی یک پایان نه‏ چندان خوب) نداشته باشم و قصه به گونه‏ای برای من تمام نشده باشد، اصولاً اقدام به نوشتن طرح هم نمی‏کنم.»

عربی و کاشانی در ادامه‏، درخصوص ساختار سه‏ پرده‏ای گفتگو کردند. کاشانی دراین‌باره عنوان کرد: «من  به ساختار سه‌پرده‌‌ای کاملاً اعتقاد دارم. به نظر می‌رسد که ساختار سه‌پرده‌‏ای به رفتار طبیعی و ماجراهای معمول زندگی ما نزدیکتر است. من معمولاً برای نوشتن هر فیلم‏نامه سه‌پرده را برای خودم رسم می‏کنم و عناصر داستان را بر اساس آن می‏چینم.»

امیرعربی هم ضمن تأیید صحبت‏های کاشانی در خصوص ساختار سه‌پرده‏ای گفت: من هم به ساختار سه‌‏پرده‏ای معتقدم. من نیز روی یک کاغذ محور داستان را رسم می‏کنم و تمام نقاط عطف داستان را، بدون توجه به زمان‏بندی اتفاقات، روی آن علامت می‏زنم. سپس شروع به خلاصه‏نویسی می‏کنم، در این مرحله برخی از موارد را در هم ادغام می‏کنم، برخی را هم حذف یا جابه‌جا می‏کنم. ضمن اینکه سعی می‏‏کنم در تمام فیلم‏نامه‏هایی که می‏نویسم یک تجربه‏ی فرمی جدید را نیز به‏ کار بگیرم.

در بخش دوم نشست، تهمینه میلانی به بحث پیرامون تأثیر معماری بر فضاسازی و زیبائی‏‌شناسی فیلم‏نامه و همچنین ارائه‌‏ی تجربیات خود در استفاده از معماری در فضاسازی و نمایش موقعیت شخصیت‏ها و داستان در فیلم‏هایی چون «دوزن»، «واکنش پنجم»، «افسانه‏ی آه» و «سوپراستار» پرداخت. وی درباره‏ی ارتباط سینما و معماری گفت: «بسیاری معتقدند سینما بیشتر وامدار معماری است تا سایر هنرها. گرچه سینما نور و رنگ را از نقاشی، بازیگری و صحنه‏پردازی را از تئاتر و متن را از ادبیات گرفته است، اما بیشترین ارتباط را با معماری دارد». میلانی در ادامه، ضرورت وجود «کانسپت» در معماری و سینما را یکی از وجوه مشترک این دو هنر دانسته و افزود: «کانسپت در معماری و در سینما دارای کاربرد مشترک است. هر بنای معماری همچون هر فیلم سینمایی یک هدف و کانسپت مشخص دارد. برای اینکه یک معمار و یک سینماگر – به ‏ویژه یک فیلم‏نامه‌‏نویس-  بتواند مفهوم مورد نظر را به خوبی پرورش دهد، باید پلان و نقشه‏‌ی راه داشته باشد، نقشه‏ی راه در سینما همان فیلم‏نامه‏ است.»

میلانی ضمن تأکید بر لزوم توجه فیلم‏نامه‏نویس به فضای صحنه‏های هر فیلم‏نامه، گفت: «ما برای به نمایش گذاشتن خصوصیات روانی شخصیت‏ها ناچار به استفاده از فضا و معماری هستیم. اما مسئله‏ی مورد بحث من در اینجا استفاده‏‌ی مستقیم از معماری در فیلم نیست، بلکه بر استفاده از معماری جهت تأثیرگذاری بر ناخودآگاه مخاطب تأکید دارم.»

لازم به ذکر است که در پایان هر دو بخش از این نشست، میهمانان به سوالات اعضای حاضر در باشگاه پاسخ دادند. نشست‏های باشگاه فیلم‏نامه‏نویسان آخرین پنجشنبه‌‏ی هر ماه از ساعت ۱۰ الی ۱۴ در موزه‌‌ی سینما واقع در باغ فردوس برگزار می‌شود. دو نشست باقی مانده از این دوره، با همکاری مدرسه ملی سینمای ایران در اسفند ماه سال جاری و فروردین سال آینده برگزار خواهند شد.