از وام‌گیری تلویزیون از سینما تا لزوم همکاری متقابل برای بقا

انتشارات مدرسه ملی سینمای ایران، با هدف گسترش دانش سینمایی و آشنا نمودن عموم سینماگران، اعم از حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای، و نیز آگاهی‌بخشی به مدیران ارشد سینمایی جهت تدقیق و تعریف سیاستگذاری‌های خود در بخش‌های مختلف، کتابچه‌هایی را منتشر و در دسترس همگان قرار می‌دهد. این کتابچه‌ها موضوعات مختلف سینمایی و هنری را به شکلی منظم و مستمر در اختیار عموم قرار می‌دهند تا ضمن ارتقای دانش عمومی از سینما، مسیرهایی جهت تامل در باب شیوه‌های علمی و استاندارد تولید، توزیع، نمایش و آموزش و پژوهش در سینما، گشوده شود.

مدرسه ملی سینمای ایران: هنگامیکه RAI (رادیو و تلویزیون ایتالیا) انتشار برنامه تلویزیونی خود را در ۳ ژانویه ۱۹۵۴ آغاز کرد، سینمای ایتالیا در اوج شکوفایی خود بود. بسیاری معتقد بودند که اگر تصاویر در خانه قابل ارائه باشد، مردم دلیلی برای بیرون رفتن نداشته و بنابراین حضور در سینما به زودی کاهش خواهد یافت. با اینحال، باگذشت زمان شاهد این بودیم که این دو رسانه به طور همزمان در رقابت با یکدیگر بوده و همچنین یکدیگر را تکمیل کرده و بر هم تأثیرگذار بودند.

از همان ابتدای راه‌اندازی تلویزیون در ایتالیا، فیلم‌ها معمولاً دوبار در هفته، مرتبه اول دوشنبه‌ها و مرتبه دوم در آخر هفته پخش می‌شدند. حضور در سینما تاحدی در روز دوشنبه کم بود و به همین دلیل بسیاری از سینماها در این روز تعطیل شده تا پخش فیلم موجب ضرر مالکین نشود. باید به یادداشت که در دهه ۱۹۵۰ ، تصاویر آمریکایی محبوب جایی غیر از سینماها پخش نمیشد. مهمترین زمان برای سینما عصر شنبه و ظهر یکشنبه بود.

شک و تردیدهای زیادی بر عصر ورود تلویزیون در ایتالیا حاکم بود؛ حدود ۶۰۰ نفر برای RAI2 کار میکردند و هماهنگی فعالیتها و برنامه‌های آنان کار آسانی نبود. بااینحال، یک مسئله قطعی بود؛ هیچکس نه قصد تقلید از سینما و نه رقابت با آن را داشت؛ همه بر سر این موضوع اتفاق نظر داشتند که تلویزیون بیشتر باید ابزاری اطلاعاتی باشد تا وسیله سرگرمی و باید برای نزدیک کردن مردم ایتالیا به یکدیگر تلاش کند. بااینحال بازهم ارتباط بین سینما و رسانه جدید به نام تلویزیون وجود داشت. تمامی مجریان از استودیوهای سینما آمده بودند. این مجریان که مجبور به سازگاری با شیوه‌های نورپردازی و تصویربرداری بودند، برخی از سبک‌های کار سینمایی را با خود به تلویزیون آوردند، برای مثال استفاده از نورپردازی اصلی، تصویرهای ثابت در ابتدای هر برنامه، معکوس تصویر به جای تصاویر میانجی در مصاحبه‌ها و گفتگوها.
استفاده از تکنیک‌های سینمایی با افتتاح کانال دوم در سال ۱۹۵۹ آسانتر شد. RAI1 به پخش مسابقه، گزارش، سریال و گفتگوها پرداخت درحالیکه RAI2 بیشتر گرایش به فعالیت‌های آزمایشی داشت. کارگردانها و مدیران برای کار در تلویزیون دعوت شدند، دوربینهای ویدئویی سبک برای تصویربرداری در لوکیشن و تولید مستند یا اخبار زنده به کار رفتند و تعداد اندکی فیلم با مشارکت مالی شرکت‌های تولیدی تهیه شد. RAI از فیلم‌ها به عنوان کالای مصرفی باهدف پر کردن بخش‌های خالی در برنامه استفاده می‌نمود.
دو دهه مشارکت نزدیک با سینما به شدت بر تلویزیون ایتالیا تأثیر گذاشت. شبکه RAI پیوسته مجموعه‌های آمریکایی را پخش می‌کرد که مخاطبین مشتاق به طور منظم آن‌ها را دنبال می‌کردند، اما چندین سریال نیز تولید کرد که هیچ‌گاه بیشتر از چهار یا پنج اپیزود نشدند. دلیل این بود که مردم در RAI داستان‌هایی خودبسنده، منسجم و در اندازه فیلم را ترجیح می‌دادند که در پایان، ادامه نداشته باشد. در مطالعه رابطه بین سینما و تلویزیون، عوامل بسیار دیگری در تکامل شبکه RAI از زمان نیمه دهه ۱۹۶۰ نقش داشتند. افتتاح شبکه سوم، به نام RAI3 در سال ۱۹۷۴ به تنوع برنامه‌های تلویزیونی کمک کرد و همین باعث شد تا مخاطبین تلویزیونی با چنان سرعتی گسترش بیابند که تقریباً تمامی شرکت‌های فیلم‌های خبری مجبور به تعطیلی شدند. (در سال ۱۹۶۵ مهم ترین شرکت‌ها تعطیل شدند اما برخی تا سال ۱۹۷۲ دوام آوردند). با توجه به افزایش درخواست‌های مردم، RAI1 یکی از برنامه‌های متنوع خود را برای روز شنبه عصر تعیین کرد که البته به ضرر سینما بود.
تا پایان دهه ۱۹۶۰ ، حضور در سینما به آرامی کاهش یافت و تلویزیون در ایجاد این بحران نقش ویژه‌ای داشت. ارائه بیست وچهارساعته برنامه از سه شبکه، طیف گسترده برنامه‌ها از ورزش تا نمایش، از اخبار تا مسابقه، مردم را به ماندن در خانه ترغیب می‌کرد؛ تعداد دستگاه‌های تلویزیون به نسبت افت مخاطبین سینما افزایش میافت. تولیدکنندگان و تهیه‌کنندگان فیلم‌ها از این بحران زیان شدیدی دیده و تلویزیون را مقصر می‌دانستند. با اینحال، اگر تجارت سینما را به طورکلی در نظر بگیریم، باید اقرار کنیم که RAI با ارائه راه‌حل جایگزین به متخصصین تئاتر و سینما همچون نمایشنامه‌نویس، کارگردان و بازیگر، به آنها کمک کرد تادر دوران رکود سینما باکیفیت کاری سازگار با سنت‌های سینمای ایتالیا فعالیت کنند. در پایان قرن بیستم، اکثر فیلم‌سازان متناوباً برای شرکت‌های فیلم‌سازی و تلویزیونی کار می‌کردند.
رقابت برای جذب مخاطب موجب شد شبکه‌‌های اصلی برنامه‌های ساده‌تر و سرراست‌تر مانند رقابت بین گروه‌ها، مسابقات، بازی‌ها و گفت‌وگوها را ترجیح دهند. تلاش‌های خلاقانه کمی برای فیلم‌سازی از این نمایش‌ها لازم بود، دوربین روی یک شرکت‌کننده متمرکز می‌شد و به ثبت حرکات آن‌ها و صحبت‌هایشان حتی وقتی قابل شنیدن نبود می‌پرداخت.
در اولین دهه از قرن بیست‌و‌ یک، درجایی که داستان ما به پایان خود می‌رسد، هر دو رسانه با شرایطی جدید و پریشان روبه‌رو شدند. به دلیل اتحاد بین کامپیوتر، ارتباط از راه دور و صنایع تفریحاتی نه‌تنها امکان ارتباط با صفحه نمایش بلکه ایجاد برنامه‌ها به صورت شخصی و مستقل از سالن نمایش یا کانال‌های تلویزیونی برای مخاطب فراهم شده است. این مسئله بدین معنا نیست که تلویزیون و سینما به تعطیلی کشانده شده‌اند؛ حضور در سینما به میزان ثابتی رسیده و دستگاه‌های تلویزیونی در ایتالیا به طور میانگین روزانه چهار ساعت روشن هستند؛ اما درصورتی که اشکال جدید برقراری ارتباط با مخاطب را در نظر نگیرند، جذابیت خود را برای جوانان از دست خواهند داد و آگهی‌دهنده‌ها نیز پول خود را به رسانه سودآور دیگری خواهند داد. در چنین وضعیتی سینما به تفریح بزرگسالان و تلویزیون نیز به رادیویی تصویری تبدیل خواهد شد. هر دو رسانه با خطرهای جدی روبه‌رو هستند؛ تنها یک بار دیگر با مشارکت آنها با یکدیگر می‌توان به حل این مشکل کمک کرد.

 

نویسندگان: لویزیا چیگانتی و پیر سرلین

رابطه سینما و تلویزیون