سلطه‌گری موقت تلویزیون / رونق سینما در دهه ۹۰

انتشارات مدرسه ملی سینمای ایران، با هدف گسترش دانش سینمایی و آشنا نمودن عموم سینماگران، اعم از حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای، و نیز آگاهی‌بخشی به مدیران ارشد سینمایی جهت تدقیق و تعریف سیاستگذاری‌های خود در بخش‌های مختلف، کتابچه‌هایی را منتشر و در دسترس همگان قرار می‌دهد. این کتابچه‌ها موضوعات مختلف سینمایی و هنری را به شکلی منظم و مستمر در اختیار عموم قرار می‌دهند تا ضمن ارتقای دانش عمومی از سینما، مسیرهایی جهت تامل در باب شیوه‌های علمی و استاندارد تولید، توزیع، نمایش و آموزش و پژوهش در سینما، گشوده شود.

مدرسه ملی سینمای ایران: در اواخر دهه ۶۰ در آلمان غربی شور و شوق رفتن به سینما فروکش کرد و برخی از مجلات سینمایی مرگ سینما را اعلام کردند . نقش تلویزیون نیز به‌عنوان یک صنعت پیشرو پررنگ شده و مردم آلمان غربی را مجذوب خودکرده بود. بر اساس آمار جمهوری فدرال در سال ۱۹۶۵ ده میلیون تلویزیون در آلمان غربی وجود داشته است، این در حالی است که در ۱۹۵۹ تعداد تلویزیون‌ها در سراسر آلمان به سه میلیون می‌رسید. این آمار نشان‌دهنده‌ی رشد روزافزون تلویزیون در میان مردم آلمان است. رشد مخاطبین تلویزیون و بیگانه شدن مردم با سینما و تئاتر، جامعه‌شناسان آن دوره را نگران کرده بود. آن‌ها به آسیب‌شناسی جنبه‌های مخرب تلویزیون در جامعه پرداختند. به اعتقاد آن‌ها تلویزیون باعث ترویج راحتی و تنبلی در میان مردم آلمان شده بود. مخاطبین تلویزیون در آن دوران به‌صورت افراطی تمام‌روز را بر روی صندلی می‌نشستند و به تماشای تلویزیون می‌پرداختند. این امر باعث می‌شد که آن‌ها از دنیای پیرامون خود غافل مانده و اشتیاقشان برای مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی به حداقل برسد. این موضوع جامعه‌شناسان را نگران کرده بود اما درنهایت آن‌ها به این نتیجه رسیدند که تلویزیون هم مانند هر تکنولوژی مدرن دیگر بعد از مدتی از رونق اولیه افتاده و جایگاه درست خود را در جامعه پیدا خواهد کرد. آن‌ها اعتقاد داشتند که احساس و شور دیدن تلویزیون بعد از گذشت پنج سال از خرید اولین دستگاه تلویزیون از میان می‌رود.

در اواخر دهه هشتاد تلویزیون به‌آرامی از رونق افتاد. مخاطبین برنامه‌های تلویزیونی نیز نیاز دوباره رفتن به سینما را در خود احساس می‌کردند. مردم به این نتیجه رسیده بودند که دیدن فیلم در سالن تاریک سینما آن‌ها را به یک خلسه درونی فرو می‌برد که تجربه‌ای بسیار لذت‌بخش است. احساسی که هیچ‌گاه در حین دیدن برنامه‌های تلویزیونی به آن‌ها دست نمی‌داد. علاوه بر این رفتن به سینما موجب دیدن دوستان و شرکت در یک فعالیت اجتماعی و فرهنگی می‌شد. درنتیجه در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه ۹۰ در آلمان این اتفاق موجب بازنگری به سینما و بنابراین رونق گرفتن دوباره آن شد.

در دهه نود رفته‌رفته دوران طلایی پخش برنامه‌های تلویزیونی به پایان رسیده بود. سینما دوباره رونق گرفته و علاقه‌مندان خاص خود را پیداکرده بود. آمارها نشان می‌داد که بیشترین مخاطبان سینما جوانانی با میانگین سنی ۱۴ تا ۲۸ سال بودند. از این نسل به‌عنوان نسل کامپیوتری و ویدئویی یاد می‌شود. برداشته شدن دیوار برلین نیز عاملی بود که در این دهه شورونشاط را به میان مردم آورد. همین امر باعث شد که انگیزه زندگی و شرکت در فعالیت‌های اجتماعی در بین افراد جامعه بیشتر شود. از طرفی توزیع گسترده فیلم‌های هالیوودی در آلمان با استقبال مردم مواجه شد. این اتفاقات باعث شد که سالن‌های سینما دوباره پر شوند. در این سال‌ها جنبه سرگرمی و تفریحی سینما در میان مخاطبان موردتوجه بیشتری قرار گرفت. در مقابل صنعت فیلم‌سازی رشد چشم‌گیری داشت. نسلی از تحصیل‌کردگان سینمایی وارد بدنه و عرصه تولید شدند. با رایج شدن دوربین‌های ویدئویی (هندی‌کم)،از یک‌سو میل و علاقه به فیلم‌سازی به خصوص فیلم کوتاه در میان جوانان و دانش آموزان افزایش یافت و از سویی دیگر نقش تلویزیون در جامعه کمرنگ شده بود. نسل جوان آن را با دید تحقیر نگاه می‌کردند و کیفیت برنامه‌های آن را زیر سؤال می‌بردند. این اتفاقات باعث شد که سینما در دهه ۹۰ رونقی دوباره بگیرد و روند رو به رشد خود را ادامه دهد. در سال‌های بعد و با نزدیک شدن به قرن بیست و یکم در آلمان همکاری‌های زیادی چه در تولید فیلم و چه در تبلیغات صورت گرفت که این امر با انجام پژوهش‌ها و مطالعات بینارسانه‌ای از لحاظ علمی و اکادمیک تقویت‌شده است.

همکاری سینما و تلویزیون آلمان

سینما و تلویزیون آلمان سالانه تولیدات مشترک فراوانی را باهم دارند. مهم‌ترین ملاک‌هایی که مسئولین شبکه‌های تلویزیونی برای همکاری در پروژه‌های سینمایی مدنظر قرار می‌دهند.  پاسخ به دو سؤال مهم است.

۱- انطباق شاخصه‌های فیلم با اهداف شبکه

۲-  برآورد هزینه‌ها و مقدار بودجه موردنیاز

چند تن از مدیران شبکه‌های مهم تلویزیون آلمان به‌طور جداگانه در مورد همکاری‌های خود در تولیدات سینمایی نظرات خود را بیان کرده‌اند:

دوریس هاینزرئیس نمایش‌های تلویزیونی شبکه NDR (رادیو و تلویزیون شمال آلمان)- مهم‌ترین ملاک همکاری شبکه در تولیدات سینمایی، کشف استعدادهای جوان و مشارکت در پروژه‌های خلاقه و مستندهای تجربه‌گرا است.

آقای گرهارد هنکهرئیس نمایش‌های تلویزیونی شبکه WDR )رادیو و تلویزیون غرب آلمان(- مهم‌ترین شاخصه‌های شبکه برای همکاری با تلویزیون، شرکت در پروژه‌های عظیم سینمایی است. همکاری بین سینما و تلویزیون باید موجب ارتقاء تلویزیون شود و دیدگاه غلطی را که بعضی از سینماگران نسبت به تولیدات تلویزیونی دارند و آن را سخیف و نازل می‌دانند را باید از بین برد.

رینز بتینرئیس بخش سریال و فیلم شبکه BR – باید در تولیداتِ سینمایی همکاری کرد که شاخصه‌های هنری و تکنیکی بالایی داشته و شانس بیشتری برای پذیرفته شدن در جشنواره‌های مختلف دنیا و جایزه بردن را دارند. شبکه‌های تلویزیونی باید در برگزاری جشنواره‌های سینمایی مشارکت داشته باشند.

کریستین سیمونرئیس شبکه RTL – باید به‌واسطه شبکه RTL همکاری‌های مشترکی بین سینماگران آلمانی و آمریکایی ایجاد کرد و یکی از رسالت‌های شبکه، مشارکت در تولیدات بین‌المللی است.

رابطه سینما و تلویزیون