چند نوع روایت موازی و با چه خصوصیت‌هایی داریم؟

مدرسه ملی سینمای ایران: در حال حاضر شش نوع روایت موازی (به اضافه روایت ترکیبی (hybrid)) داریم که می‌توان ظهور ترکیب‌سازی (hybridization) بیشتری را هم در آینده شاهد باشیم.

شش شیوه مورد نظر، در دو زیرشاخه تقسیم می‌شوند: فیلم‌هایی که از پرش زمانی (Time Jump) استفاده می‌کنند و فیلم‌هایی که نه. در ادامه یک نمای کلی از هر کدام از فرم‌های مختلف روایت موازی (با تمرکز بر ساختار) را مرور می‌کنیم.

برای فیلم‌هایی که فاقد پرش زمانی هستند و دارای گروه بزرگ بازیگران، خط داستانی چندگانه اما خطی هستند، سه نوع نوع روایت موازی داریم:
۱- روایت پشت‌سرهم

۲- روایت پروتاگونیست چندگانه

۳- روایت سفر دوگانه

غالباً این فیلم‌ها با عنوان «فیلم‌هایی متکی به گروه بازیگران» (Ensemble Films) شناخته می‌شوند.

۱- روایت پشت‌سرهم : فیلم‌های این دسته، داستان‌هایی به لحاظ وزنی برابر دارند که همزمان با هم جلو می‌روند(برای مثال فیلم “ترافیک” ساخته استیون سودربرگ و تمامی فیلم‌های رابرت آلتمن). این فرم، در تلویزیون رایج است که البته از صحنه تئاتر پایش به تلویزیون کشیده شده است (شکسپیر به طور معمول در داستان‌هایش از سه پلات‌ با وزن و مقدار یکسان استفاده می‌کند). این فیلم‌ها شکلی آموزشی دارند و به بخش اعظمی از جامعه اشاره دارند. راهی که این داستان‌ها از کنترل خارج نشوند (همانطور که در فیلم «Short Cuts» آلتمن مشاهده می‌کنیم) این است که از طریق کاتالیزوری مانند یک پلات فراگیر که به آن «ماکرو پلات» می‌گویند، آن‌ها را کنار هم نگه داریم. وجود چنین کاتالیزوری است که بین یک فیلم تلویزیونی و فیلم سینمایی تفاوت ایجاد می‌کند. این فرم، معمولا با بهره‌گیری از خط داستانی دو یا سه پرده‌ای، از فرمول کوچک‌سازی (truncation) استفاده می‌کند.اجزای ساختاری بخصوص این مدل، می‌تواند از کشش ذاتی آن به سمت پیش‌بینی‌پذیر بودن بکاهد.

۲- روایت پروتاگونیست چندگانه: از فیلم‌هایی که به این دسته تعلق دارند می‌توان به «نجات سرباز رایان»، «همه‌چیز درباره مادرم» ، «مردم عادی»، «زیبای آمریکایی» نام برد. فیلم‌های با روایت پروتاگونیست چندگانه یا ماموریتی را به تصویر می‌کشند یا دیدار و قراری و یا محاصره یا رنج فیزیکی یا احساسی؛ غالباً این فیلم‌ها در مورد گروه‌ها هستند و تک‌قهرمانی که در پی رسیدن به چیزی باشد را به تصویر نمی‌کشد. تقریباً تمامی فیلم‌هایی که در مورد خانواده هستند به این دسته تعلق دارند چون در محیطی عاطفی اتفاق می‌افتند. فرم چند پروتاگونیستی اگر خوب سازماندهی نشود در دایره‌های روایی می‌پیچد و از قالب استاتیک خود بیرون می‌زند. در فیلم‌های اینچنینی، باید به همه قهرمان‌ها به چشم یک قهرمان نگاه کرد و فیلم را بر این اساس سامان داد. مشکل داستان پس‌زمینه در این فیلم‌ها فراوان دیده می‌شود چون معمولاً کارهای ناتمام زیادی در پلات داستان وجود دارد که باید خط‌های داستانی مختلفی را در هر صحنه در هم بتنید.

۲- روایت سفر دوگانه: فیلم‌هایی نظیر «کوهستان بروکبک»، «در جستجوی نمو»، «جداافتاده» که در آن‌ها دو پروتاگونیست مهم، در دو کمسیر هم‌جهت یا خلاف هم، به صورت فیزیکی یا احساسی حرکت می‌کنند. این دو پروتاگونیست، به دلیل تعاملشان با کاراکترهای دیگر، نیاز به پلات مخصوص به خودشان را دارند که این پلات در جاهایی هم‌پوشانی و اشتراک نیز دارد. روایت سفر دوگانه نوعی از روایت پروتاگونیست چندگانه است اما با محتوای پلات بخصوصِ استعاره‌ای. در این حالت، معمولاً در مورد هر دو پروتاگونیست به یک میزان جزئیات ارائه می‌شود.

برای فیلم‌هایی که دارای پرش زمانی، فلاش‌بک، داستان غیرخطی و شکسته هستند سه فرم روایت موازی وجود دارد:

۱-روایت از طریق فلاش‌بک

۲-روایت داستان‌های متوالی

۳-روایت پشست سرهم و شکسته

      ۱- روایت از طریق فلاش‌بک: نشان دادن بصری زمان گذشته در فیلم اصلاحاً به فلاش‌بک معروف است.

      ۲- روایت داستان‌های متوالی: داستان‌های این دسته، شکلی متناسب با یکدیگر و جامع دارند که در پی یکدیگر می‌آیند. برای مثال می‌توان به فیلم‌های «پالپ فیکشن»، «شهر خدا»،«اثر پروانه‌ای» و «بدو لولا بدو» اشاره کرد.

      ۳- روایت پشت سرهم و شکسته : فیلم‌های «۲۱ گرم»، «بابل»، «ساعت‌ها» و «Crash» در این گروه دسته‌بندی می‌شوند. این فرم، از چند داستان هم‌وزن در قالب‌های زمانی مختلف تشکیل شده که به صورت شکسته و در کنار هم روایت می‌شوند تا خطر و تعلیق، از آخر داستان جایش را به زمان‌های مختلف فیلم بدهد. ساختار خاصی برای روایت این فرم استفاده می‌شود تا محتوای داستان به شکل مناسب منتقل شود. از خاصیت‌های روایت شکسته، در آنجاست که نویسندگان می‌توانند از ساختار غیرخطی آن استفاده کنند و تا داستان‌هایی را  تعریف یا میکس کنند که نیاز به سلسله‌مراتب طولانی دارند. گاهی اوقات مانند فیلم «۲۱ گرم»، تنها سرنخ‌های بسیار حیاتی از طریق فلش‌فوروارد نشان داده می‌شوند و بقیه اطلاعات از دید تماشاگر پنهان می‌شود. در چنین نوع روایتی، نویسنده باید تشحیص دهد که داستان آنقدر دراز و طول و تفسیردار است که در مدت یک فیلم نمی‌گنجد و استفاده از این فرم، یک حقه برای به فیلم تبدیل کردن آن است.

 

 

نویسنده مطلب: لیندا آرونسون نویسنده مطرح استرالیایی و تئوریسین در حوزه روایت موازی در فیلم‌نامه‌نویسی

linda-aronson

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برگردان متن: امیر محقق