سانسور سینمایی در فرانسه و آمریکا (بخش اول)

مدرسه ملی سینمای ایران: این روزها سینما زیاده‌روی می‌کند. اغراقِ بصری به نقش‌مایه‌ای هنری تبدیل شده است، سکس و خشونت بدون هیچ تابویی بر پرده‌هایی به ارتفاع سه متر و طول ده متر نمایش داده می‌شوند و مخاطبین برای شکوهی که ممکن است از این هنر نصیبشان شود به سینما می‌روند، هنری که رنگ و برجستگی و صدا را به هم می‌آمیزد.

اگر این آزادیِ بی‌حدوحصر از متعلقات بدیهیِ فرانسه و آمریکا به عنوان جوامعی دموکراتیک به شمار می‌رود، جوامعی که در آن‌ها به آزادی بیان احترام گذاشته می‌شود و آثار هنری می‌توانند به تابوهای محیط‌های سیاسی، رسانه‌ای و تاریخی بپردازند، با این حال نباید فراموش کرد که این آزادی ثمرۀ مبارزه‌ای است طولانی. و متأسفانه باید گفت آزادی در این مبارزه پیروز نشد مگر به لطفِ تحولِ آداب و رسوم.

دورانی بود که در آن سینماگرانِ هالیوودی نمی‌توانستند حرفی از «سقط جنین» در فیلم‌هایشان بزنند، دورانی که سینماگران فرانسوی نمی‌توانستند بدون داشتن مجوز قبلی از ارتش در مورد آن فیلم بسازند، و اگر امروز برخی ممنوعیت‌های اعمال‌شده به فیلمسازان (مثل: «خودکشی نباید به عنوان راه‌حلی برای مشکلاتِ مطرح در فیلم عرضه شود، چرا که خودکشی از لحاظ اخلاقی مورد تردید است و از لحاظ هنری ضعیف به شمار می‌رود») پذیرفتنی به نظر نمی‌رسد، نباید فراموش کرد که قوانینی این‌چنینی، فعالیت‌ هنریِ صدها کارگردان را طی چندین دهه تحت شعاع قرار داده بود. بی‌تردید می‌توان نمونه‌های بی‌شماری از این سانسورها را نام برد، کاری که در طول این مطالعه ناگزیر به انجام آن هستیم. در اینجا ما به بررسیِ اَشکال مختلف سانسور و نیز بررسیِ تحول آن در فرانسه و آمریکا از آغازِ شکل‌گیریِ هنر هفتم می‌پردازیم، دو کشوری که مغرورانه به خود می‌بالند که نخستین حقوق بین‌المللیِ شناخته‌شده از آنجا سر بر آورده است. حال آنکه در همین دو کشور، سانسور به عناوین مختلف بر این آزادیِ بیانِ «حرام‌زادۀ» حاصل از سینماتوگراف سیطره داشته است.

——————————————-

مقاله‌ای از ژان‌اود کُردولیه

برای دریافت متن کامل بخش اول مقاله اینجا را کلیک کنید